ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1107

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ممكنات عالم طبيعت است . آنها در عمليات و چاره‌جوئى اين فن طرق مختلفى دارند زيرا آنان را شيوه‌هاى مختلفى است در اعمال و صورت آن و هم در ماده‌اى كه براى انجام دادن كار موسوم به حجر مكرم در دسترس آنان است . چنان كه در مادهء مزبور عقايد متنوعى وجود دارد برخى آن را بكارت ( خون ) و گروهى خون و دسته‌اى مو و جمعى تخم « مرغان » ميدانند و برخى علاوه بر اينها آن را از اشياء ديگرى مىپندارند . و همگى تدبير در نزد ايشان پس از تعيين ماده اين است كه آن را بر روى سنگ صلايه ميسايند و بر روى آن سنگ سخت صيقلى در اثناى سائيدن ماده را آب مىدهند و آنگاه مقدارى داروها و ادويه‌اى كه مناسب مقصود آنهاست و در انقلاب و تبديل آن بمعدن مطلوب مؤثر مىباشد بر آن مىافزايند ، آنگاه پس از آب دادن يا شستن آن را در آفتاب خشك ميكنند يا بوسيلهء آتش ميپزند يا براى استخراج آب يا خاك آن به تصعيد يا تكليس آن ميپردازند و آنگاه كه در چاره‌جوئى آن همهء اين عمليات بطور رضامندى انجام مىيابد و تدبير آن بر حسب مقتضيات اصول آن صنعت پايان مىپذيرد از كليهء اين تدابير خاك يا مايعى بدست مىآيد كه آن را « اكسير » مينامند و گمان مىكنند هر گاه آن را روى سيم داغ شدهء در آتش بريزند به زر تبديل مىشود يا اگر آن را روى مس داغ شدهء در آتش بريزند بر حسب قصد ايشان بسيم مبدل ميگردد . و محققان ايشان مىپندارند اين اكسير ماده‌اى مركب از عناصر چهارگانه است كه در نتيجهء اين چاره‌جوئى خاص و عمليات ايشان در آن مزاج و تركيبى داراى قواى طبيعى حاصل آمده است ، و آنچه در آن حاصل گرديده بهر مادهء ديگر داخل شود شكل خاص خود را بدان مىبخشد و آن را به صورت و تركيب خود مبدل ميسازد و كيفيات و قوائى كه در آن حاصل آمده است در آن ثابت و پايدار ميماند مانند خمير - مايه براى نان كه خمير را بذات خود مبدل ميسازد و در آن خاصيت نرمى و سستى ايجاد مىكند تا هضم آن در معده آسان شود و بسرعت به غذا تبديل يابد . اكسير زر